به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من (سهراب سپهری)
شتر که به در خانه ام آمد ، باغ من کوچ کرد،خانه ام کویر شد.
نه!نرو!... صبرکن قرارمان این نبود باید سکه بیندازیم... اگر شیر آمد:تردید نکن که دوستت دارم... اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم ...... صبر کن سکه بیندازیم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو... به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من (سهراب سپهری) ******************** مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره، پس اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر كن
در دایره عشق اگر باران بلا بارید ٬ عاشق آن است که از دایره بیرون نرود . . .
آنکس که می گفت دوستم دارد، عاشقی نبود که شوق من آمده باشد. رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت. صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم.
اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشتو رفت علاوه بر اینکه یه خاطره به جا می ذاره. می تونه یه تجربه هم به جا بذاره پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفید رو به خاطر بسپاری.
ویلیام شکسپیر میگه: اون وقتی که فکر می کنی کسی نیست که حرف دلت رو بفهمه، کسی هست که واسه دیدنت روز شماری می کنه.
امید بهترین چیزهاو انتظاربدترین چیزها را داشته باش، زندگی یك بازی است وما هیچ كدام تمرین نداریم.
به دنبال کسی باش که تو را به خاطر زیبایی های وجودت زیبا خطاب کند نه به خاطر جذابیتهای ظاهریت.
عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره. تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه. تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده. تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه.
هیچ چیز ویرانگرتر ازاین نیست كه متوجه شویم كسی كه به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است. ×من این جمله رو دوست دارم×
هرگز هیچ حسرتی در دنیا این چنین یک جا جمع نمی شود که در این سه واژه کوتاه: او ، دوستم ، ندارد.
سعی كن تنها باشی زیرا تنها بدنیا امدی و تنها از دنیا خواهی رفت
بعضی عشق ها آتشین اما كم عمق و سطحی هستند. گردبادی بر پای می كنند و زود هم سرد می شوند. اما بعضی عشق ها عمیق است و ملایم چون یك نخ باریك شروع می شود و در طول زمان استمرار می یابد
از شکستن دو چيز بترس يک دلي که صادقانه دوستت داره دومي دلي که صادقانه به يادت است.
اگر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی. اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند. اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست. و اگر روزی تركت كردند بدان با تو بودن لیاقت می خواهد.
منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه"
کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را می توان از نگاهش خواند اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...» ولی نمی دونستم گل مصنوعی هم یک روز پژمرده و خراب میشه.
هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اونقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه... ولي اگه دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اوقدر بزرگه كه پيداش نمي كني.
نگه داشتن شخصي در قلبمون خيلي راحته ولي اين که تو قلب کسي خودتو نگه داري خيلي مشکله پس قدر قلبي که تو رو تو خودش نگه داشته بدون×هیچ کس نمیدونه×
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برای دیدن لیست تمام مطالب این وبلاگ اینجا کلیک کنید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اینها همه آتش عشق به تو اســــــــــت ای جانم
من که بــــلبل گشــــــــــــــــته ام ، گـــــــــــل یافـتـــــم
چون که گــــــــــل یـافتم ، آموخــــــتم سخــــــــــــن
ور نـــه آن گنجــــــــــشــــکم که بـــــــــاید باشـــــــــــــم
فکر من همه آنـست که گل شد یـــــــــــارم
گل همــــه در فکر خودســــــــــت کـه کیست در یــــادم؟
خنده ام می گیـرد وقتی که به یادم مـــی آیــــــــد
پاسخ بدهـم به این سوال که،کِی هسـت،در یــــــــــادم؟
یاد یاران نـرود هیــــــــــچگاه از یـــــــــــــــــادم
طوفـــــان شــــــــــده اســـــت ایـــــــــن دل ویـــــــرانــــم
گفتم، از یـاد برود هر آنــــــــکـــــه از دیـــــــــده رود
رفـــــــت از دیــــــــــــده و مانـــد در سیـــــــنه ، ای وایــــم
مجنون،مـی دانی که چرا باید بروی از یــــــــــادها؟
چون که آمد عـــــــشق در پیــــــکر بی ســـامانـــــم
حافظ ، تو کـــــــه خود مــــــــــیدانی که چــــــــرا؟
من آمــــــــدم و تـــــــــــــــو نـــــیز مانـــــــدی در کــــــــارم
طاها ، عجبا ،این کیست که در آیینه توســـت؟
سوخته دلی؟،پــــــر بــال شـــکسته؟،من در او حـــــیرانم!
عاشق عشقم ، عاشقانه عاشق عشقم
به نام خدا
دانی که چرا بسته ام به روی ماه چشمــــــانم
آخرکه تورا دیده و زشت شده ماه در برابرچـشــــمانم
آتش گرفته است سینه ام از فراق یــــــــــــار
جهنمم که خـــشوع کرده اســــــــت در دامـــــــــــانم
دانی که چرا خورشید، به آتش تبدیل گشــــت
افتاده بـــــــر او یک قطره خون از چشمــــــــــــانم
آتش عشق من، جز تو نتوان خاموش کـــــرد
زین پس بیـــــــــا و پا بگذار بروی چشمـــــــــــانـــم
عاشق عشقم عاشقانه عاشق عشقم
دیوانه ی دیوانه ام
دیوانه ی دیوانه ام
با دیوانگان دیوانه ام
دیوانگی کار منست
آخر دیوانه ای یار منست
با چشم باز سویش روم
پا در رکابش می نهم
با چشم بسته می رود
پا در کنارم می نهد
دیوانه ی دیوانه ام
با او فقط بیگانه ام
الهام گرفته از یک کسم
آن کس به هیچ کس ندهم
بی منت و مزد می خرم
هر چیز که از او می خرم
این بار یک معشوقه را
یک معشوقه ی دیوانه را
نه اصلا یک دیوانه را
یک دیوانه ی دیوانه را
دیوانه وار از تو خرم
با مزد و گریه می خرم
دل را ز من ربوده است
من را پادشاه دیوانگان نامیده است
گویند دزد که از دزد می زند
پادشـــاه دزدان می شود
زین پس می فهمی که چرا
نامیده اندم این نام را
عاشق تر از عاشق منم
پادشاه دیوانگان بازم منم
عاشق عشقم عاشقانه عاشق عشقم
سلام بالاخره امتحانام تموم شد کی بشه دانشگام تموم شه. هر وقت یکی بهم میگه فوقم می گیری؟ میگم، من اگه لیسانسو بگیرم کلام میندازم هوا طوری که دیگه پایین نیاد
خوب تصمیم گرفتم وبلاگو یه سرو صامون درس حسابی بدم و اینکه میخوام مطالبو زیاد کنم . بالاخره اینکه(
) وبلاگ خودتونه مطلب قشنگ داشتید دریغات نکنید بگذارید تا همه فیض ببرن. (من خودم که دیگه ذوق می کنم.) از طریق ارسال نظر که پایین صفحه گذاشتم راحت ،بدون اینکه صفحه ی جدید باز بشه میشه فرستاد به ایمیلم. هاایه چیز دیگه یادم اومد ، اینکه![]()
استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر صلوات مجاز بید البته همشو کپی نکنیدا برشکست میکنم
خبر به دور ترین نقطه ی جهان برســــــــد
نخواست او به من خسته بی گمان برسد
شکنجه بیشتر از این؟که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد،به دیگران برسـد
چه میکنی؟اگر که او را خواستی یگ عمر
به راحـتی کســـــــی از راه برســــــد،...
رها کنی بروداز دلت جـــــــدا باشـــــــد
به آن که دوست ترش داشته،به آن برسد
رها کنی بروند و دو تا پرنده شــــــــوند
خبــــر به دور ترین نقطه ی جهـان برسـد
گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق!هق!...تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند ...نه !نفرین نمی کنم...نکند
به او-که عاشـق او بــــوده ام- زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خـــــــدا کــــــــند زود آن زمــان برسـد.
نجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمه زارع
تو این زمونه کی عاشق نیست. یکی عاشق پوله، یکی عاشق دنیا، یکی عاشق خدا، یکیم عاشق یکی دیگه.آره منم عاشقم، عاشقم ولی نه عاشق پول، نه عاشق تو نه کس دیگه. من عاشقم، عاشق اونی که شاید تا الان هیچ کس عاشقش نشده، شاید هیچ کس دیگه هم عاشقش نشه حتما می پرسید اون کیه یا چیه؟اون عشق منه اونی که اگه نباشه کسی هم دیگه عاشق نیست حالا فهمیدید اون چیه یا نه؟میگم اون چیه، میگم من عاشق چی هستم، من عاشق عشقم آره من عاشقانه عاشق عشقم .مگر من میتوانم عاشق چیز یا کس دیگری هم بشوم، مگر کسی یا چیزی هست که بتواند جای عشق را در قلب من بگیرد.اگر عشق نباشد عاشق هم نیست چرا باید عاشق چیز یا کس دیگری شوم .
عشق من به قدری عمیق و بزرگ هست که میتونه هر مانعی رو در درون خودش محو کنه، میتونه هر سنگی به هر بزرگی رو غرق کنه البته نه به بزرگی خدا، نه من عاشق خدا هستم، آره عاشق او هستم نه فقط به خاطر اینکه مخلوق منه بلکه به خاطر اینکه مخلوق عشق منه.
همه ی عاشقان خودشون رو تنها میدانند در حالی که این عشق است که تنهاست بله این عشق است که تنهاست ولی دیگر تنها نیست چون مرا دارد و من او را.
تا زنده ام عاشقم، آری عاشق عشقم، عاشقانه عاشق عشقم.
عاشق عشقم ،عاشقانه عاشق عشقم
مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت
داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يک
بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون
خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون
ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستی .
مرکبی به نام عشق
اشک در چشمانم زوزه میکشد.فریاد سکوت پرده ی گوشم را به مرز پارگی
رسانده و نبود دل مرا از روحم جدا کرده.
ثانیه ها با من لج شده اند ساعت ها میگذرد تا ثانیه ای از ثانیه ها ،زمان را
درنوردد.
دوریت را چگونه تحمل کنم با امشب ،نه با این روز،نه با این ساعت میشود
هیچ ساعتو 28 دقیقه و 21...،...،..........................22...
،...،........................22........23..................... ، ساعت من خراب شده یا
اینکه ...یا اینکه زمان خراب شده .نمیدانم زمان ایستاده یا من میتازانم،این
چه مرکبیست که مرا با چنین سرعتی میتازاند چرا اسم مرکب مرا عشق
نامیده اند ،مرا با عشق چه کار ،مرا با تازیدن چه کار .هر چه زمان میتازاند
نمیرسد، آری نمیرسد به گرد پای عشق.
ای عشق مرا پیاده کن ،میدانم با
این سرعت مرا به کجا می بری،می دانم مقصد تو محله ی بی وفایی
کوچه ی غم خانه ی تنهاییست مرا پیاده کن نمی خواهم تنهایی را...،
نمیخواهم تنهایی را تجربه کنم.
عاشق عشقم ، عاشقانه عاشق عشقم
عشق واقعی
زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند.
انها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند.
زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم
مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره!
زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم
مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري
زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني
مرد جوان: مرا محکم بگير
زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟
مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي
سرت بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه
روز بعد روزنام ه ها نوشتند
برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه آفريد.در اين سانحه
که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد،
يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت
مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن
جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش
رفت تا او زنده بماند
و اين است عشق واقعي
«اشک»
بلورین و زیبا،شفاف و بی رنگ از مژگان فرو می ریزی و سرزمین دلی سوخته و شکسته را به آب دیده مرهم می نهی،هر زمان که دلی به درد می نشیند،قلبی میشکند و امیدی ناامید می گردد،تو چه مهربانانه دست یاری می دهی و با بلور شفافت بر چهره فرو می ریزی تا عقده از دل بگشایی و اندکی از بار غم بکاهی.در تمامی لحظات تلخ و شیرین زندگی به دامان پر مهر تو ای اشک روی آورده ایم تا دلمان را صفا بخشی و ز نگار غم از دلمان بزدایی و با قطراتی پاک و ساده،سادگی را به ارمغان آوری.
اگر میدانستی چقدر دوست دارم
هرگز برای آمدنت
باران را بهانه نمیکردی.
امروز می خوام یه شعر قشنگ که تازگی خوندم براتون بذارم امیدوارم خوشتون بیاد.
**غصه ی تو شادی من**
غصه ی تو برای من شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم گریه کنم به جای تو
روزای خوب برای تو شبای بد برای من
بیستای قرمز مال تو نمره ی رد برای من
نتای رنگی مال تو شعر غم انگیز مال من
بهارو عطرش مال تو برگای پاییز مال من
گلای قرمز مال تو گلای پرپر مال من
قصه ی اول مال تو حرفای آخر مال من
وق سفر برای تو درد سفر برای من
رسیدناش برای تو فکر خطر برای من
لذت خنده مال تو بارون ریه مال من
صد آفرینا مال تو حرف گلایه مال من
آتیش عشقم مال تو کتاب سوختن مال من
عمر زیاد تو فال تو رنج زیاد تو فال من
قصه طلایی مال تو موندن و ساختن مال من
همیشه بردن مال تو همیشه باختن مال من
تموم دنیا رو میدم صورت ماهت مال من
سوار دور قصه هام من مال تو , تو مال من
غصه ی تو برا من شادی من برای تو
خدا:![]()
نکته : این مطلب شاید طنز باشه ولی برای من واقعیه!!! برای شما چی؟
ما دانشجوی محیط زیست هستیم. تو کلاسمون دختری بود که خیلی شر بود و توی کلاس ها اینقدر تیکه می انداخت که همه ما از خنده ریسه می رفتیم…
یکی از کلاس هامون با استادی بود که خیلی سختگیر و اخمو بود و حتی همون دختر هم جرات تیکه انداختن نداشت.
استاد یک بار قفسی سر کلاس آورده بود و اون دختر یک کنفرانس ۵ دقیقه ای ارائه داد و استاد به اون دختر گفت به من بگو این چه حیوونیه؟ قفس با پارچه ای پوشانده شده بود و فقط پاهای حیوون دیده می شد. این دوست ما جواب داد من نمی تونم بگم چه حیوونیه باید جاهای دیگه ای از بدنشو ببینم.
استاد اخم کرد و گفت: نخیر از همین پاهاش باید بفهمی چه حیوونیه
دانشجو گفت: نمی دونم …و رفت نشست
استاد پرسید ببخشید خانم اسم شما چیه؟
اون هم بلند شد و پاچه های شلوارشو کشید بالا و گفت خودتون ببینید اسمم چیه
منبع/ww.asroneh.com
شما چطور؟ ملکه هستید یا حاضرید به هر قیمتی که شده حتی اگه شده یه نگاه کوچولو خودتونو به هر شکلی در بیارید و با هر کسی بچرخید؟
دوست دارید وقتی از یه جا دارید عبور میکنید همه بگن عجب دافی یا اینکه بگن عجب دختر سنگین سربه زیری؟
دوست دارید کسی نتونه حتی یه نگاه چپ بهتون بکنه یا نه اشکالی نداره هر خرمگسی که از کنارتو رد میشه یه متلک بارتون کنه و باهاتون لاس بزنه؟
مادر کودکش را شیر میدهد
و کودک از نور چشم مادر خواندن و نوشتن می آموزد
وقتی کمی بزرگتر شد کیف مادر را خالی میکند
تا بسته سیگاری بخرد
بر استخوانهای لاغر و کم خون مادر راه میرود
……تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود
وقتی برای خودش مردی شد
پا روی پا می اندازد
و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران
کنفرانس مطبوعاتی ترتیب میدهد و میگوید:
عقل زن کامل نیست
و به افتخار این سخن
مگس ها و گارسونها کف طولانی میزنند!!!
دوستت دارم ها را نگه میداری برای روز مبادا
دل تنگت بودم ها را، عاشقت هستم ها را…
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید مطمئن باشی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سنت که بالا می رود، کلی دوستت دارم پیشت مانده…
کلی دلم تنگ است و عاشق تو هستم مانده توی دلت که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شده!
فرصت نداری صندوق دلت را خالی کنی!
بار دلت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بکشیاش…
شروع میکنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد و نگاهش را دوست داشتی، توی رقص اگر پابه پایت آمد، اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند، توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو هم بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد، در سفر اگر شوخ و شنگ بود، اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد، برایی هر کدامشان یک دوستت دارم خرج میکنی و یک دلم برایت تنگ میشود! سنت که بالا میرود دست دل باز میشوی و همه ی چقدر زیبایی ها را حراج میکنی! بعد میبینی آدمها از تو فاصله میگیرند و متهمت میکنند…! متهمت میکنند به چشم و دل ناپاک بودن…! به هیزی…! به پیری و معرکهگیری… اما غمی نیست… بگذار به سن تو برسند! بگذار پیر شوند و بار دلشان سنگین شود! تنها بمانند با یک عالمه دل تنگی! آن روز حال امروز تو را میفهمند، بدون اینکه تو را به یاد بیاورند!
غریب است دوست داشتن.
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن…
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد …
و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده..
به بازیش میگیریم …
هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر…
هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر…
تقصیر از ما نیست
گویی تمامی قصه های عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده…